تبليغاتX
مجله بچه ها....گل آقا
من در این وبلاگ به معرفی مجله ی بچه ها... گل آقا می پردازم
شماره‌هاي نوروز نشريات گل‌آقا با عنوان شماره آخر به چاپ رسيد.


به گزارش روابط عمومي مؤسسه فرهنگي ـ هنري گل‌آقا، مدير مسؤول گل‌آقا در سرمقاله آخرين شماره سالنامه گفت: ماهنامه گل‌آقا پس از هفده سال (196 شماره) و هفته‌نامه بچه‌ها گل‌آقا در آستانه ده سالگي (385 شماره) انتشار، ديگر منتشر نمي‌‌شوند.
پوپك صابري ‌فومني با اشاره به اصول گل‌آقايي اظهار اميدواري كرد: در سال جديد به ياري خداوند مهربان با همان اصول اما با يك اتفاق جديد در كنار خوانندگان وفادار گل‌آقايي هستيم اتفاقي كه در طول اين چند سال بارها آن را خواسته‌اند، اما در قالب و شكلي جديد كه فرزند زمانه خويش باشد.
وي تاريخ اعلام خبر اين اتفاق جديد را 11 ارديبهشت سال 1387 در هفته‌نامه گل‌آقا كه هر سال يك شماره آن به ياد گل‌آقا در سالگرد درگذشتش به چاپ مي‌رسد، اعلام كرد و گفت تا ارديبهشت‌ماه علاقه‌مندان گل‌آقا مي‌توانند با مراجعه به سايت گل‌آقا از آخرين اخبار مؤسسه گل‌آقا مطلع شوند.
آخرين شماره‌هاي نشريات گل‌آقا شامل، ماهنامه گل‌آقا شماره ی 196 با قيمت 1000 تومان، هفته‌نامه بچه‌ها گل‌آقا شماره ی 385 با قيمت 500 تومان و سالنامه گل‌آقا با قيمت 2000 تومان با كاريكاتورها و مطالب نوروزي را مي‌توانيد از دكه‌هاي روزنامه‌فروشي سراسر كشور تهيه كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام

من یک کتاب دارم از آثار جواد علیزاده حد اقل مال 15 سال پیشه چند روز پیش توی آرشیو ایران کارتون داشتم می گشتم چشمم خورد به چند تا از این آثار که به الان هم که دهه ی فجره مرتبطه:

 


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

 

گل آقا !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

در گذشت آیدین نیک خواه بهرامی بازیکن تیم صبا باطری و تیم ملی رو به همه تسلیت می گم.

من که خیلی ناراحت شدم و تازه سهمیه ی لمژیک گرفته بودیم

بی تو المپیک چیه

چه زود   

آیدین نیکخواه بهرامی بازیکن ملی پوش تیم بسکتبال صبا باتری شب گذشته در یک سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت.

آیدین نیکخواه بهرامی عضو تیم ملی بسکتبال ایران به همراه نامزدش براثر سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت. به گزارش واحد مرکزی خبر ، مهران شاهین طبع سرمربی تیم بسکتبال صباباتری با بیان این مطلب افزود : مرحوم نیک خواه بهرامی عضو تیم صباباتری ساعت 4 بامداد امروز به همراه نامزدش و یکی از دوستان خود عازم نوشهر خانه پدری اش بود که در منطقه کمربندی نمک آبرود به نوشهر با برخورد به گاردریل اطراف جاده به اتفاق نامزدش فوت شد. وی گفت : فردی که همراه مرحوم نیکخواه بهرامی بود ظاهرا از بیمارستان مرخص شده است اما هنوز در شوک به سر می برد. شاهین طبع درباره تشییع پیکر مرحوم بهرامی اظهار داشت :‌ تا فردا پیکر آن مرحوم به تهران منتقل و تشییع خواهد شد. آیدین نیکخواه بهرامی 26 ساله برادر صمد نیکخواه بهرامی دو عضو تیم ملی بسکتبال کشورمان که با قهرمانی در مسابقات آسیایی ژاپن جواز حضور در المپیک پکن را به دست آورده بودند.

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام الحمدلله مراسم برگزار شد خوب من به دلایلی نتونستم برم اما ظاهرا امسال بازتاب خبری بیشتری همه جا داشته به خصوص بودن جناب آقای خاتمی و ابطحی و ...

 

گزاش کامل رو توی وبلاگ پایین ببینید و گزارش کامل تر رو با دادن مبلغ ۴۰۰ تومان از دکه ها بخواهید !(مجله ی ۴۰چراغ شماره۲۷۸)

http://40cheragh86.blogfa.com/

 

عكس يادگاري خاتمي و چلچراغي ها

خاتمي و چلچراغي ها

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام

دیشب بلاخره یادم موند (و همچنین بیدار موندم!!!) و تونستم برنامه ی دو قدم مانده به صبح رو تماشا کنم آقای صالح علا که خیلی خیلی زیبا صحبت می کردند و خیلی خوشم اومد از کاری که کردند دیشب بهرام عظیمی به عنوان مجری در کنار دو داور خارجی دوسالانه ی کاریکاتور به همراه آقایان علی شهرکی هاشمی و بهزاد ریاضی به عنوان مترجم حضور داشتند به نظر من آقای عظیمی خیلی خیلی خیلی خودشون رو کنترل کردند که با عرض معذرت این قدر مودبانه و کتابی صحبت کنند چون من یادمه اصفهان که اومده بودند خیلی خاکی و بااااحال بودند!

از گزارش دوسالانه هم خیلی لذت بردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

وا... من دارم شاخ در میارم تو این مملکت همه چی رو به همه چی ربط میدن اگه واقعیت داشته باشه که .....

دیگه نمی دونم چی بگم خودتون خبر رو بخونید:

نوروز: در حالیکه دست‌اندرکاران و مخاطبان هفته‌نامه «چلچراغ» خود را آماده می کردند تا ششمین مراسم شب یلدای این هفته‌نامه را با حضور سید محمد خاتمی برگزار کنند، اداره اماکن نیروی انتظامی با برگزاری این مراسم مخالفت کرد.

این در حالی است که این برنامه در سالهای گذشته بدون مشکلی خاص برگزار گردیده است.به نظر می‌رسد در آستانه مجلس هشتم گروههایی سعی دارند تا به انحای مختلف از برگزاری مراسم مختلف منتسب به اصلاح‌طلبان جلوگيری كنند.

لینک خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

 

سلام

جشنواره ی فیلم کمدی گل آقا هم آغاز شد من که خیلی خوشحالم که نام گل آقا و موسسه گل آريالا یه باردیگه به گوش مردم می خوره

به خصوص این که توی شبکه ی دو هم تبلیغ جشنواره رو دیدم...

 

scan5comedy.jpg

scan3comedy.jpg

جشنواره سينماي كمدي گل‌آقا هم مثل هر پديده ديگري براي خودش تاريخچه‌اي دارد كه در ادامه مي‌توانيد با اين تاريخچه (كه ربطي به عصر حجر و مفرغ و آهن ندارد و به هفده – هجده سال پيش برمي‌گردد) آشنا شويد. البته براي اين كه كار محققان آينده راحت‌تر شود و با خواندن اين تاريخچه نگويند اصلا چي بوده ( يا كي بوده يا هر دو!) ابتدا تاريخچه‌اي هم از انتشار هفته‌نامه گل‌آقا و تاسيس موسسه فرهنگي- هنري گل‌آقا ارائه مي‌كنيم، بعد مي‌رويم سراغ تاريخچه اصلي مورد نظرمان.
مؤسسه فرهنگي ـ هنري گل‌آقا از سال ۱۳۶۹ با انتشار هفته‌نامه گل‌آقا فعاليت خود را آغاز كرد و پس از آن با انتشار نشريات ماهنامه گل‌آقا، سالنامه گل‌آقا، بچه‌ها...گل‌آقا و كتابهاي طنز و كاريكاتور فعاليت خود را گسترش داد. مؤسسه گل‌آقا همچنين به عنوان يك نهاد باتجربه در زمينه طنز و كاريكاتور فعاليت‌هاي مختلفي از قبيل برگزاري نمايشگاه و مسابقات ملي و بين‌المللي، برگزاري كلاسهاي آموزشي، ساخت انيميشن و تيزر، امورتبليغاتي، برپايي سايت، تجهيز كتابخانه تخصصي و ارائه خدمات و اطلاعات به پژوهشگران انجام داده است.
انديشه توجه به سينماي كمدي به منظور تقدير از چهره‌ها و هنرمندان اين عرصه، اولين بار در سال ۱۳۷۱محقق شد. در آن سال كيومرث صابري‌فومني (گل‌آقا)، جهت حمايت از سينماي كمدي و طرح آن در عرصه مطبوعات با تشكيل هيأتي به بررسي فيلمهاي كمدي پذيرفته شده در بخش مسابقه يازدهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر پرداختند و برگزيدگان خود را در ۳ رشته كارگرداني، فيلمنامه‌نويسي و بازيگري انتخاب كردند.
هيأت داوران نخستين جايزه سينمايي گل‌آقا عبارت بودند از: مرتضي فرجيان (سردبير هفته‌نامه گل‌آقا)، احمد عرباني (كاريكاتوريست) و كيومرث صابري (گل‌آقا). اين سال در بخش كارگرداني كيومرث پوراحمد به خاطر فيلمهاي صبح روز بعد و شرم، در بخش فيلمنامه‌نويسي حسن هدايت به خاطر فيلم دلاوران كوچه دلگشا و در بخش بازيگري عليرضا خمسه به خاطر بازي در فيلمهاي مأموريت آقاي شادي و دلاوران كوچه دلگشا به عنوان برگزيده انتخاب شدند و طي مراسمي در سينما فرهنگ و با حضور جمعي از شخصيتهاي فرهنگي، سينمايي و طنزپردازان جايزه خود را كه ۱۰ سكه بهار آزادي بود از دست گل‌آقا و عزت‌الله انتظامي دريافت كردند.
اين رويداد در سالهاي آينده به علت گسترش فعاليتهاي گل‌آقا و عدم توجه مسؤولين زيربط ادامه نيافت و تنها محدود به تقدير و تشكر از هنرمندان اين عرصه به صورت دعوت به حضور در آبدارخانه گل‌آقا و ارائه گزارش و گفت‌وگو از آنان در نشريات گل‌آقا شد. اما از سال ۱۳۸۲، مؤسسه گل‌آقا با حضور در بخش جنبي جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، هر ساله به انتخاب يكي از فيلمهاي كمدي حضور يافته در اين جشنواره ‌پرداخت و جوايز خود را در مراسم ويژه اين بخش تقديم كارگردان برگزيده ‌كرد كه تاكنون فيلمهاي مارمولك، چند مي‌گيري گريه كني و اخراجي‌ها موفق به دريافت اين جايزه شده‌اند. با توجه به كاهش توليد فيلمهاي كمدي و به انگيزه تشويق و تقدير از هنرمندان اين عرصه و حمايت از جريان سينماي كمدي و با پيشنهاد معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مؤسسه گل‌آقا تصميم به برپايي جشنواره فيلم كمدي گل‌آقا گرفت كه اولين دوره آن همين جمعه 16 آذرماه ۱۳۸۶ برگزار خواهد شد.
براي آشنايي بيشتر با شوراي سياستگذاري جشنواره، اطلاع يافتن از اخبار، كارگاه‌ها و برنامه‌هاي جشنواره و ديدن كاريكاتورهاي سينمايي، مي‌توانيد به سايت گل‌فيلم مراجعه كنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 


فيلمهاي شاخص كمدي ايران انتخاب شدند



هيأت انتخاب اولين جشنواره فيلم كمدي گل‌آقا تاكنون 30 فيلم را از بين آثار كمدي توليد شده از سال 1358 تا 1385 جهت بررسي هيأت داوران اين جشنواره انتخاب كردند.
اين فيلم‌ها عبارتند از:‌
خانه آقاي حق‌دوست (محمود سميعي) ـ مردي كه زيادي دانست (يدالله صمدي) ـ اتوبوس (يدالله صمدي) ـ كفش‌هاي ميرزانوروز (محمد متوسلاني) ـ اجاره‌نشين‌ها (داريوش مهرجوي) ـ تحفه‌ها (ابراهيم وحيدزاده) ـ خارج از محدوده (رخشان بني‌اعتماد) ـ‌ هي جو (منوچهر عسگري‌نسب) ـ روز باشكوه (كيانوش عياري) ـ آپارتمان شماره 13 (يدالله صمدي) ـ ديگه چه خبر (تهمينه ميلاني) ـ دو نفر و نصفي (يدالله صمدي) ـ جيب‌برها به بهشت نمي‌روند (ابوالحسن داودي) ـ ناصرالدين‌شاه اكتور سينما (محسن مخملباف) ـ من زمين را دوست دارم (ابوالحسن داودي) ـ ليلي با من است (كمال تبريزي) ـ آدم برفي (داود ميرباقري) ـ مرد عوضي (محمدرضا هنرمند) ـ نان و عشق و موتور هزار (ابوالحسن داودي) ـ دختر شيريني‌فروش (ايرج طهماست) ـ‌ مارمولك (كمال تبريزي) ـ ميهمان مامان (داريوش مهرجويي) ـ چند مي‌گيري گريه كني (شاهد احمدلو) ـ‌ زير درخت هلو (ايرج طهماسب) ـ مكس (سامان مقدم) ـ اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي) ـ‌ قاعده بازي (احمدرضا معتمدي) ـ‌ اي ايران (ناصر تقوايي) ـ‌ مرد آفتابي (همايون اسعديان) ـ ازدواج به سبك ايراني (حسن فتحي)‌
هيأت داوران اولين جشنواره فيلم كمدي گل‌آقا در هفته اول آذرماه سال جاري با بررسي فيلمهاي منتخب، برگزيدگان خود را در 4 رشته بازيگري، كارگرداني، فيلمنامه‌نويسي و تهيه‌كنندگي انتخاب خواهند كرد. برگزيدگان اين جشنواره طي مراسمي كه در 16 آذرماه برگزار مي‌شود، جوايز خود را از مؤسسه گل‌آقا دريافت مي‌كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

The image “http://64.40.99.49/Multimedia/pics/1386/4/Photo/2126.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.      

کنسرت  استاد محمدرضا شجریان در اصفهان

استاد محمدرضا شجریان به همراه همایون شجریان (تنبک و آواز) مجید درخشانی (تار) محمدرضا ابراهیمی (بربط) سینا جهان آبادی (کمانچه) - شاهو عندلیبی (نی) حسین رضایی نیا (دف و دایره)

چند شبی میهمان مردم اصفهان بودند و کنسرتی در دانشگاه آزاد خوراسگان اجرا کردند. من خیلی ناراحت شدم که نتونستم بلیط تهیه کنم به خاطر این که شیوه ی تبلیغات خیلی بد بود اما بعد از گذشت چند شب از کنسرت به خاطر تعریف های دوستما وسوسه شدم که دست خونواده رو بگیریم و بریم حالا یا بازار سیاه یا بلاخره یه جوری گیر میاریم توی ماشین همش دعا می کردم بلیط گیرمون بیاد که البته در بازار سیاه تونستم با ده تومن اضافه تهیه کنم(حالا باز بوگوین اصفانیا عله و بله...!)

بلاخره وارد سالن شدیم و استرس عجیبی داشتم نمیدونم چرا...

قطعات زیبا و جدیدی اجرا شد از جمله : انتظار سخن عشق در فراق- رقص پروانه و باده ی عشق در کنار سرو چمان . در پایان هم استاد ساقیا و مرغ سحر رو خوندند که برای مرغ سحر همه ی سالن باهاش همراهی کردند و خیلی خوب بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 



ایران کارتون:
همانگونه که می دانید برنامه "دو قدم مانده به صبح" هر شب تقریبا از ساعت 23 با اجرای محمد صالح علا از شبکه 4 سیما پخش می شود و در آن به مباحث مختلف ادبی و هنری با حضور میهمانان و کارشناسان مختلف پرداخته می شود.
بهرام عظیمی نیز به عنوان کارشناس به این برنامه دعوت شده تا سه شنبه هر هفته به مدت یک ماه میزبان کاریکاتوریست های مختلفی از کشورمان باشد و به بحث و بررسی وضعیت کاریکاتور در ایران بپردازند.
به گفته بهرام عظیمی اولین میهمان این برنامه بهمن عبدی است و در ادامه از کارتونیست های پیشکسوت و جوانان هنرمند این عرصه نیز دعوت به عمل خواهد آمد.
از مباحثی که در این برنامه ها مطرح خواهد شد می توان به: تاریخ کاریکاتور در ایران، مشکلات و مسائل مربوط به کاریکاتور، کاریکاتور مطبوعاتی و نمایشگاهی، جایگاه فعلی کاریکاتور ایران در دنیا و ... اشاره نمود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

Azimi.jpg

گويا قرار است يك فيلم ترسناك، به نويسندگي بهرام عظيمي و كارگرداني امير قويدل ساخته شود. توضيح بيشتر را از زبان خود عظيمي بخوانيد كه در گفتگو با فارس گفته: من علاقه زيادي به فيلم‌هاي ترسناك دارم و شايد ده يا دوازده سال است كه راجع به ساخت يك فيلم ترسناك فكر مي‌كنم. طرح‌هايي هم براي ساخت اين فيلم كشيده‌ام كه اصيل است و شباهتي به آثار خارجي ندارد.
سازنده 250 كار تبليغاتي انيميشن از جمله سري انيميشن‌هاي «سياساكتي» «بابا برقي» و «شهر من» درباره روند ساخت فيلم اين طور گفته: سال گذشته فيلمنامه كوتاهي نوشتم و قصد داشتم آن را به صورت انيميشن بسازم، حتي چند اسپانسر خارجي هم براي انجام اين كار پيدا شد اما دوست داشتم اين كار را يك ايراني بسازد. در همين راستا با آقاي علي معلم صحبت كردم كه سرانجام قرار شد اين فيلم به تهيه‌كنندگي ايشان ساخته شود. اكنون اين فيلمنامه در حال بازنويسي است تا پس از آن، ساخت فيلم آغاز شود و اميدوارم با استفاده از استانداردهاي قابل قبول سينمايي دنيا، اين فيلم تا حد امكان ترسناك ساخته شود.
عظيمي درباره «امير قويدل» هم كه قرار است كارگرداني اين پروژه را برعهده بگيرد، اين طور اظهارنظر كرده: آقاي قويدل سابقه كارگرداني فيلم‌هاي اكشن را دارد و در ضمن دستيار «ساموئل خاچيكيان» بوده و ارادت خاصي هم به ايشان دارد. با اين اوصاف، من فكر مي‌كنم كه اين فيلمساز گزينه مناسبي است كه از سوي تهيه‌كننده براي ساخت اين فيلم برگزيده شده است.
يكي از ضرورت‌هاي داستان حضور يك خانواده ايراني در خارج از كشور است و براي همين، قرار است فيلمبرداري فيلم در ارمنستان انجام بگيرد.
بقيه نظرات عظيمي را هم درباره سينماي وحشت بخوانيد: چند سال است كه گرايش به ساخت آثار ترسناك در تلويزيون وجود دارد و براي همين فكر كردم شايد در سينما نيز امكان ساخت آثار ترسناك وجود داشته باشد، ضمن اينكه صحنه‌هاي خاصي در اين فيلم هست كه تا به حال در هيچ فيلم ترسناكي ديده نشده است و اميدوارم تماشاگران ايراني از آن لذت ببرند.

بهرام عظيمي فارغ‌التحصيل رشته صنايع دستي از دانشگاه هنر است و مدرس كاريكاتور در دانشگاه صدا و سيما بوده است. او تا حالا 56 جايزه در زمينه‌هاي مختلف هنري گرفته كه تنها 22 جايزه آن بين‌المللي بوده‌اند.
عظيمي علاوه بر فعاليت در رشته‌هايي چون فيلمنامه‌نويسي، كارگرداني، تصويرسازي و انيميشن تاكنون داوري چند جشنواره ملي و بين‌المللي را نيز بر عهده داشته است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

_MAH2847.jpg

افطاری گل آقا و انقلاب مخملین

وب نوشت ( حجه الاسلام ابطحی)

اول محکم بزنم به تخته چون امسال از اول ماه رمضون تا حالا افطاری دعوت بودم. در حاشیه­ی افطاری­ها هم که معمولاً به جای زولبیا از سیاست حرف می­زنند، هر افطاری می­تواند سوژه روزنوشتی شود. اما تا حالا ننوشتم، چون آن­وقت باید اسم روزنوشت را به افطاریات تبدیل می­کردم. البته بدم نبود ها! ان­شاءالله سال آینده. اما دیشب چون مهمان افطاری مرحوم صابری "گل اقا" بودم، نمی­شد چیزی ننوشت. خودش که زنده بود این افطاری را از خود هفته­نامه مهم­تر می­دانست. از همه دوستانش در جناح­های مختلف دعوت می­کرد و می­آمدند. مرکز تلاقی خطوط مختلف سیاسی بود. دیشب بنا به رسم بی­وفایی دنیا خلوت­تر بود. داماد صابری در سخنان کوتاهی با سادگی و بی­آلایشی خاصی گفت: به خدا از اون طرفی­ها (محافظه­کاران) هم مثل سالهای قبل دعوت کرده بودیم، ولی نیامدند. از زمان صابری رسم طنزآمیزی متداول بود که بالای قسمت­های مختلفی که مهمانان می­نشستند تابلوهای کوچکی می­زدند که جناح­های مختلف را ترسیم کرده بود. معمولاً آدم بعد از این­که می­نشست  تازه می­فهمید کجا قرار گرفته است. دیشب زیر تابلو جناح طرف­داران انقلاب­های مخملین پسر آقایان دکتر عارف و موسوی لاری نشسته بودند. گفتم ماها که یک انقلاب کرده­ایم و دیگر قصد هیچ­گونه انقلابی را نداریم ولی این نسل بعدی­های فرزندان مسئولان فعلی که از جیک و پیک همه چیز خبر دارند را از زیر این تابلو بردارید. یک مرتبه دیدید این­ها هم مثل پدراشون هوس انقلاب بکنند ها! من هم وقتی وارد شدم به دعوت آقای خوشرو معاون قبلی وزارت خارجه رفتم آن بالاها یک جایی نشستم. دیدم بالای سرم نوشته بود جناح طنزنویسان زوار در رفته. من با صابری خیلی صمیمی بودم. با هم خیلی سفر رفته بودیم. اساساً پایه­گذار طنز سیاسی بعد از انقلاب او بود. گرچه سنگین می­نوشت و ادیبانه، اما کار کارستانش این بود که در دهه­ی ۶۰ ابتدا در روزنامه اطلاعات و بعد هم در مجله گل­آقا طنز سیاسی را بعد از انقلاب شروع کرد. مشاورت شهید رجائی و آشنایی­اش با آقای خامنه­ای، پوشش امنیتی خوبی به او داده بود تا حرفهایش با سوءظن مورد توجه قرار نگیرد. صابری بر گردن طنزپردازان سیاسی بعدی خیلی حق داشت. به­سختی راه را باز کرده بود. آقای میرمهدی معاون سابق وارت خارجه دیشب چند تا نامه صابری را به خودش خواند که فضا را کاملاً تغییر داد. آقای خاتمی هم خوب بود چند جمله­ای می­گفت که جور نشد. به قول آقای داودی داماد صابری بار اصلی مراسم دیشب به عهده­ی جواد نبوی بود. برادر ابراهیم نبوی طنزنویس نام­دار. مثل سیب دو نیم بودند. البته با قدی کشیده­تر و اخلاقی بهتر. با جمع دوستانی که خیلی­هاشون هم از مسئولان قبلی و فعلی بودند صحبت می­کردیم که کاش ابراهیم نبوی می­توانست به ایران برگردد. با قلمی که او دارد، می­تواند فضای گل آقایی آن روزها را متناسب با شرایط امروزی زنده کند. جلسه آن­قدر مردانه بود که پوپک صابری تنها فرزند صابری و سردبیر و مدیر مسئول مؤسسه گل­آقا هم در آن نتوانسته بود شرکت کند. راستی اینم بگم که اولین پستی که من با آن وبلاگ را شروع کردم هم در مورد افطاری گل­آقا بود. خدا رحمتش کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 



A0101268.jpg

فارس: كمال تبريزي به زودي مستندي طنز را با حضور رضا كيانيان (به عنوان مجري) در سيما فيلم كليد مي‌زند كه طي آن دولتمردان با زبان طنز به نقد كشيده مي‌شوند.
اين كارگردان قرار است مستند «با ما شوخي نكنيد» را به تهيه كنندگي محمدرضا تخت‌كشيان بسازد.
قرار است در «با ما شوخي نكنيد» به روحيه نقد ناپذيري اقشار مختلف جامعه و به خصوص مسؤولان در رده‌هاي مختلف پرداخته شود، به نحوي كه تمركز اصلي برشوخ‌طبعي ايرانيان و گرايش و علاقه آنان به بيان نظرات منتقدانه خود در قالب طنز و گرفتن تلخي آن با مضموني شيرين و مؤثر باشد.
تا كنون حضور محمدرضا سكوت به عنوان تصويربردار، مازيار شيخ محبوبي صدابردار، حميدرضا چاركچيان دستيار اول كارگردان وبرنامه ريز، حسين هاديان‌فر مدير توليد و رضا كيانيان به عنوان مصاحبه گر در اين پروژه قطعي شده است.
به گفته تخت كشيان در صورت انجام مراحل اوليه كار، و به نتيجه رسيدن قرارهاي ملاقات با مسؤولان، گروه تا 20 مهرماه وارد مرحله توليد خواهد‌ شد. با توجه به رايزني‌هاي در حال انجام، به نظر مي‌رسد ساخت اين مستند حدود 8 ماه به طول انجامد.
اين در حالي است كه محمدرضا تخت كشيان هم اكنون در حال تهيه سريال «كلاه پهلوي» به كارگرداني ضياءالدين دري است كه تا يك سال آينده نيز ادامه خواهد داشت.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

TinyPic image 

TinyPic image 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

یک روز با انیمیشن با حضور بزرگمهر حسین پور

امروز سومین جلسه ی یک روز با انیمیشن بود به نظر شخصی خود من جسه ی ضعیفی بود و برنامه ریزی نشده بود باید از وجود استان بزرگمهر حسین پور بیش از این ها استفاده می شد به هر حال آقای حسین پور دو ساعتی در مورد کاراکتر و سوژه در کاریکاتور و انیمیشن صحبت کردند بعد تعدای از انیمیشن های بسیار زیبای بزرگمهر رو دیدیم و بعد جلسه ی پرسش و پاسخ

این یکی دیگر از اقدامات کانون کاریکاتور گام اول بود.

 

دلتون آب شه... !!!!

یه چیز خیلی مهم می خواستم بگم که دلتون آب بشه ...

من تا امرز با وجود این که شهرستانی محسوب می شم موفق شدم افراد زیر رو از نزدیک در زمینه ی طنز و کاریکاتور ببینم:

خانم ها: پوپک صابری (گلنسا) – ریتا اصغر پور

آقایان : مهدی تمیزی – رحیم بقال اصغری – بزرگمهر حسین پور – حسین صافی – بهرام عظیمی – سلمان طاهری

.

.

.

.

دلتون آب.....!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

یه خبر فوری فردا جمعه مورخ 16/6/86 در کتابخانه ی مرکزی اصفهان واقع در خیابان گلدسته سومین جلسه کانون گام اول با عنوان یک روز با انیمیشن می باشد که با حضور آقای بزرگمهر حسین پور می باشد چی گفتم ....! اگه تونستید بیایید ساعت ۹ صبح
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

خبرگزاری مهر:

سردبیر ماهنامه گل آقا :
شاید انتشار گل آقا متوقف شود / به جای پول به ما کاغذ یارانه ای بدهند


گیتی صفرزاده از احتمال توقف انتشار این ماهنامه 17 ساله به دلیل عدم موافقت ارشاد در دادن سهم یارانه کاغذ به آن خبر داد.
گیتی صفرزاده سردبیر ماهنامه گل آقا در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تصمیم موسسه گل آقا به عدم انتشار این نشریه در ماه رمضان، گفت: ماهنامه گل آقا در حال حاضر با مشکلات زیادی روبروست که عمده این مشکلات مالی هستند گو اینکه انتشار نشریات طنز در ایران همیشه با مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبرو بوده است.
وی افزود: سال گذشته نیز ما به خاطر برخی مشکلات مجبور شدیم که نشریه "بچه ها گل آقا" را به صورت نامنظم و تنها در 16 صفحه منتشر کنیم. امسال هم با توجه به تغییراتی که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد صورت گرفته است؛ گویا یک سردرگمی اساسی در تصمیماتی که برای نشریات گرفته می شود وجود دارد و هیچ گونه برنامه ریزی مشخصی برای حمایت از نشریات وجود ندارد.
سردبیر گل آقا در این باره اضافه کرد: اخیراً یارانه کاغذ ما را حذف کرده اند و به جای آن به ما پول می دهند که این مبالغ بسیار ناچیز نمی تواند هیچ کدام از مشکلات را حل کند.
صفرزاده با ابراز نگرانی از احتمال عدم انتشار ماهنامه گل آقا به دلیل مشکلات مالی، در عین حال ابراز امیدواری کرد که بعد از ماه مبارک رمضان راه حلی اساسی برای حل این مشکلات به کار گرفته شود.
به گزارش مهر، پوپک صابری فومنی مدیر مسئول ماهنامه گل آقا در سرمقاله تازه ترین شماره مجله، با اظهار نگرانی از شرایط موجود برای انتشار نشریات طنز در ایران، گفته است "در روزگاری که پاس داشتن لبخند به خون دل و مرارت مهیا می‌شود و خدمتگزاران مسؤولیت های فرهنگی خود را فراموش کرده‌اند، تهیه و چاپ یک نشریه طنز به هکذا بی ‌شباهت به شکاندن شاخ غول نیست."
وی در ادامه افزوده است: از همین رو و به احترام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن، شماره آتی ماهنامه را منتشر نمی‌کنیم. در مهمانی خدا لب فرو می‌بندیم تا اگر مجالی فراهم آمد بعد از آن به شما بگوییم که در ادامه راه دشوار و پرمخاطره "طنز گل‌آقایی" - که آرزویی جز نشاندن گل لبخند بر چهره هموطنانمان نداشت - چگونه به اینجا ‌رسیدیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام

من از مسافرت برگشتم

سفر خوبی بود یعنی کلا سفر خیلی خوبه چون آدم کلی تجربه ی جدید کسب می کنه

فعلا این عکس ها رو ببینید تا بعد مفصل در مورد سفر توضیح بدم.

فعلا بای

(راستی وبلاگ من یعنی باید گل آقایی باشه ها!!!!!).

TinyPic image

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

روز پنج شنبه ساعت 4.5 در نقش خانه ی حوزه ی هنری اصفهان نمایشگاه و نشست کاریکاتور بود.

آثار اعضای فکو ی ایران با حضور آقای رحیم بقال اصغری رئیس سازمان فکو در ایران و رئیس انجمن کاریکاتور تبریز.

جلسه ی خوبی بود حرف های آقای اصغری خیلی خوب و مفید بود سخنان ایشان 2 ساعتی طول کشید و بعد هم آقای تمیزی هدیه ی ای به آقای اصغری دادند.

صحبت های آقای اصغری در رابطه با کاریکاتور در ایران و در تبریز بود و همچنین نظراتی در مورد کاریکاتور اصفهان همچنین پیشنهادات و برنامه ی های انجمن کاریکاتور تبریز.

 

همچنین روز جمعه در حوزه ی هنر ی در خ سعدی ( دانشگاه سوره سابق) کارگاه کاریکاتوری با حضور آقای اصغری تشکیل شد. که صحبت های آقای اصغری در این نشست نیز برای من یکی که خیلی خیلی سودمندو مفید بود. آقای اصغری در یک ساعت ونیم حدود 40 جلسه کاریکاتور از ابتدا تا پایان را به صورت خلاصه برای حضار توضیح دادند.

 

من بسیار خوشحالم که ما در شهرمون اشخاصی مثل آقای تمیزی رو داریم که همچین جلساتی رو ترتیب بدهند.

 

گزارش نفیسه حاجاتی ( خبر نگار افتخاری نیویورک تایمز)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام

ببخشید چند وقتیه که پست نمیدم

آخه سرگرم کلاس کاریکاتور با استاد عزیز آقای تمیزی هستم

ایشالا روزی برسه که کاریکاتورای خودم رو تو وبلاگ بزنم

راستی من دو هفته ای می خوام برم ترکیه کسی کاری نداره؟!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

rj-4-5comic.jpg

شماره چهارم و پنجم ماهنامه كميك گل‌آقا، ويژه تير و مرداد 86 منتشر شد.
سردبيري و مديريت هنري اين ماهنامه را كه شماره چهارم و پنجم آن آريو در چنگ نسناس‌ها نام گرفته، برعهده امير حسين داودي است و طراحي و سايه آن را مرتضي محمد به عهده دارند.
داستان آريو نوشته گيتي صفرزاده و برگرفته از حكايتهاي قديمي ايراني است.
ماهنامه كميك گل‌آقا قصد دارد فضايي براي طرح و عرضه كميك استريپ ايراني ايجاد كند.
اين نشريه را با قيمت 450 تومان از روزنامه‌فروشي‌ها بخواهيد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 2:24 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

fars.korea5.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  | 

سلام چند روز جبهه مشارکت اصفهان شاخه ی جوانان کارگاه طنز سیاسی با حضور ابراهیم رها ترتیب داده بود.

که خوب من هم باطبع توی مراسم بودم( چون خواهرم عضو فعال جبهه مشارکته)

من گزارش ننوشتم پس بنابر این باز هم از خانم حاجاتی کمک می گیرم!!!

خیلی اتفاقی خبردار شدم که بچه‌های شاخه جوان حزب مشارکت اصفهان، کارگاه طنز سیاسی با حضور ابراهیم رها و امیرمهدی ژوله ترتیب داده‌اند.
21تیر 86، اصفهان، دفتر حزب مشارکت، ،ساعت 16-20 
یک خانه‌ی قدیمی، زیرزمین موکت‌شده، صندلی‌های پلاستیکی، ویدئو پروژکتور، کفش‌ها را درآورید! اصولاً هیچ وقت فراموش نکنید که اینجا ایران است و امکان ندارد جلسه‌ای با تاخیر مثلاً 30 دقیقه‌ای آغاز نشود!... کلیپ ساندویچ‌های(کاریکاتورهایی که برای مجله 450چراغ کار می‌کند) منتخب بزرگمهر حسین‌پور، صدای عصار و دوستان(!)، کلیپ‌ ساندویچ، عصار، قرآن، سرود ملی و بالاخره... تقدیم می‌کند: ابراهیم رها، طنز نویس طنز نویسان، وارد می‌شود!
حضار می‌ایستند و دست می‌زنند. طنزنویس، سر به‌زیر و آرام و بدون این‌که به حضار نگاه کند، وارد می‌شود و روی صندلی نشان‌داده شده، می‌نشیند.
 ژوله به دلیل مشغله کاری مربوط به کار مهران مدیری، نتوانسته بیاید مجری شروع می‌کند به سخنرانی. به دوست روزنامه‌نگارم می‌گویم «کاش می‌شد بزنیم بره جلو!» انگار بقیه‌ی حضار هم همین احساس را دارند که مجری بدبخت، سخنرانی را زود تمام می‌کند و از ابراهیم رها دعوت به عمل می‌آورد که حضار را مستفیض فرمایند!
-« من هم از شما متشکرم کـه خیلی خوب ادای فرزاد حسنی را درمی‌آورید!... تعداد البته خیلی زیاده. من اگر می‌دانستم تعداد این‌قدر زیاده، با عرض معذرت، نمی‌آمدم!چون جمعیت کارگاههای تهرانم معمولاً 10،15 نفره. من یه عادت بدی که دارم اینه که خیلی زیاد سیگار می‌کشم که خوب توی این فضا نمی‌شه. تخته وایت‌برد هم که ندارید!» تخته وایت‌برد بیست دقیقه بعد می‌رسد و ابراهیم رها تا پایان جلسه، وقت سیگار کشیدن پیدا نمی‌کند!
به دلیل کمبود فضا، مطالب جالبتر را کپسولی می‌نویسم اما گزارش کامل را می‌توانید در وبلاگ خبرنگار افتخاری نیویورک‌تایمز بخوانید.
- 1-طنزنویسی چندین مرحله دارد: که اولین و مهم‌ترین‌شان « سوژه‌یابی» است. اگر طنز نوشتن برایتان مهم است و می‌خواهید طنزنوشتن را یادبگیرید، از این جا که رفتید بیرون هر اتفاقی که می‌افتد، ازش سوژه‌ی طنز در بیاورید. سرشام نشسید، مامانتون غذا آورده می‌خواهید بخورید، سوژه طنز دربیارید، حتی اگه خنده‌تون گرفت، گفتن بچه‌مون رفته یه جایی خل شده برگشته، نترسید سوژه طنز در بیارید. به همه چیز از منظر طنز نگاه کنید. به جدی‌ترین وقایع. حتی وقتی  رفته‌اید مجلس ختم. نخندید، فاتحه‌ام بخونید ولی سوژه طنز دربیارید. اونجا هم پر است از تراژدی و کمدی. ترازدی و کمدی روی یه خط باریکند ، یه کم این طرف‌تر، قضیه کمیکه. یه  کم آن‌طرف‌ترمی شه تراژیک. سعی کنید از همه چیز سوژه‌ی طنز در بیاورید. آنقدر این کار را ادامه بدهید تا ملکه‌ی ذهنتان بشود.
2-بعد از این که سوژه را پیدا کردید به مرحله‌ی «پرورش سوژه» می‌رسید. بعد از این که سوژه را پیدا کردید به مرحله‌ی «پرورش سوژه» می‌رسید. در طنز مکتوب ابزارهایی داریم که برای روی کاغذ آورن سوژه به ما کمک می‌کنند. از جمله:« کژتابی زبان». حتی در یکی از قسمتهای همین سریال طنزی که حالا از تلویزیون پخش می‌شود، خیلی از این روش استفاده شده بود. شخصیت اول(که نقشش را حمید لولایی بازی می‌کنه) با یک فعل شوخی می‌کرد و چیزهایی می‌گفت که در این مجلس من نمی‌توانم بگویم. ولی این  آن‌قدر اون را تکرار کرد که هر کی هم نفهمیده بفهمه که از این منظور داره!...  ولی طنز این قضه کجاست؟...این است که می شود معنای دیگری هم ازش مستفاد بشود. ما، یک اشاره به نزدیک داریم که معنای اولیه است و طنز نیست و یک کژتابی داره که اشاره به دور است و این طنزه، آنهایی هم که می‌خندند یعنی این اشاره به دور را فهمیده‌اند. و  در اصل، طنز ماجرا در فاصله همین اشاره به دور و نزدیک است.
- 3-یک ابزار دیگر برای پرورش فکر، استفاده از«چندلایگی» است. عبارات  را به گونه‌ای تنظیم کنیم که معانی 2،3،4 هرچه بیشتر ازش مستفاد بشه و این خیلی کار می‌برد. این جوری نیست که دفعتاً اتفاق بیفتد. تلاش ما برای اینکه جملات به گونه‌ای کنار هم چیده بشودکه معانی دیگری جز آن معنای ظاهری  ازشان به ذهن برسد. مثل کلاه سر کسی گذاشتن یا کلاه برداشتن.
4-« ارجاع به فرامتن» به نوعی در موازات مورد قبلی است. اجازه بدهید یک مثال بزنم. نشریه‌ی توفیق، یک مسابقه ی طنز مینی‌مال گذاشته بود که یک طنز یک کلمه‌ای برنده شد. شوخی قومیتی کرده بود و نام یکی از شهرها را نوشته بود. حالا نمی‌شه از این شوخی‌ها انجام داد. چون محدودیتها زیادند.درحالی که همه جای دنیا این چیزها هست مثلاًًاسکاتلندی‌ها را با خصاصتشان شوخی می کنند. لندنی‌ها را با لهجه شان و ... البته خودم هم فکر می‌کنم این نوع طنز، طنز فاخری نیست و طرف را هم ناراحت می‌کند.می‌خواهم  بگویم آن چیزی که این جا باعث خنده شده بود، ارجاع به فرامتن بود. این شیوه طنزنویسی بیشتر برای کسانی است که خودشان خیلی قریحه طنز قوی‌ای ندارند چون در اوایل خیلی کمک می‌کند مخصوصاً برای کسانی که فی‌البداهه و در لحظه، خیلی حاضرجواب نیستند. چون من خیلی طنزنویسان را می شناسم که آدمای حاضرجوابی نیستند ولی طنزنویسان خوبی هستند. مثلاً پیمان قاسم‌خانی که الان یک غول طنزنویسی ایرانیه، یک  آدم مبادی آداب، خجول و کمی گوشه‌گیره. بعضی‌ها هستند که می‌گویند: من رویش را ندارم، جوک هم  که تعریف می‌کنم، هیچ کس نمی خندد. برای طنز مکتوب احتیاجی به این نیست. با استفاده از این ابزار در واقع، بخشی از طنز در عالم بیرون واقع شده و شما با اشاره به آن می‌توانید طنز را ایجاد کنید.
- 5- خطوط قرمز در کشورهای مختلف متفاوت است. به نظرم در ایران همان‌قدر که طنز‌نویسی سخته، ساده‌تر هم هست از بقیه کشورها. چون وقتی یک چیزهایی عادی می شه و خط قرمز نیست در طنز که ما باید به این خطوط قرمز نزدیک بشیم چون عادیه نمی تونیم ری‌اکشن خنده را بگیریم. در ایران چون چهارچوب زیاد داریم، این اتفاق مکرر می‌تونه بیفته.

- 6-نکته‌ی مهم دیگر، پرهیز از اشاره‌ی مستقیم است. مثلاً شما یک آقایی را می‌بینید که خیلی چاقه. اگر بگویید:«اُاُ... گامبووو!» این توهینه و طنز سخیفه تا طنز. اما اگر چندلایگی هم لحاظ کردی و یک طور دیگر گفتی، مثلاً گفتی:«حاصل برهم‌نهشت لایه های چربی صقل...» این فرصت را به خواننده می‌دهد تا با متن ور بره و هم این که خنده‌اش بهتره و عمیق‌تره.


- 7- خیلی دقت کنید که مهمترین عامل طنزنویسی آزاد بودن ذهن و سانسور نکردن آن است. من دیده‌ام که خیلی‌ها وقتی شروع می‌کنند به نوشتن، همزمان شروع می‌کنند به سانسور کردن نوشته‌شان در حالی که فیلترگذاشتن روی نوشته، باید در یک مرحله‌ی جداگانه صورت بگیرد. اصلاً برای روزنامه یا هرجای دیگر که می‌خواهید بنویسید، ذهنتان را هیچ‌وقت سانسور نکنید. این جزو پیشنیازهای طنز نوشتن است. اگر از همان اول نوشته‌تان را سانسور کنید، دیگر چیزی نیست که  در چند لایه بپیچانید. به عنوان تمرین، در متنهایی که برای خودتان می‌نویسید از همه خط قرمزها بگذرید. چون اگر از اول با خط قرمز بنویسی و تصور کنید که «اگر» این نوشته، زمانی چاپ بشه، چی می‌شه! در نوشتن ذهنتون را کاملاش آزاد می گذارید. حتی اگر به بیراهه رفت وسوژه اصلی را گم کرد و درمورد یک چیز دیگر نوشت. جلویش را نگیرید.


8-برای طنز نویس شدن، باید زیاد بخوانید. مثلاً اگر کسی طنز سیاسی بخواهد بنویسه باید تاریخ سیاسی معاصر را بدونه. طنز نویس بیش ارز بقیه نویسنده ها نیازداره که ادبیات خوب بدونه.من دیدم گاهی اوقات می خوان طنز بنویسن، طنز به نثرهای مختلف دیدید. بعضی‌ها می‌گویند می‌خواهیم با نثر قدیم بنویسیم. بعد در نثرشان، نثر بیهقی هست. نثر دوره مشروطه و رضاخان هست. نثر الان هم هست. بعد می گوید: این نثر قدیمیه، به این افتضاحی، به این ویرانی. اگر می‌خواهید طنز بنویسید، قطعاً باید خیلی بخوانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط ناصر جهانمرد  |